![]()
و من در شهر قلبت باز هم بیگانه خواهم ماند
ودیگر دشت های سبز چشمت را کنار جاده خشک نگاه خود نخواهم دید 
تو اما باز هم پروانه می بخشی کبوتر های شادان نگاهت را

عاشقت خواهم ماند.......
.......بي آنكه بداني.
دوستت خواهم داشت .......
.........بي آنكه بگويم .
درد دل خواهم گفت......
......بي هيچ كلامي .
گوش خواهم داد ............
........بي هيچ سخني .
در آغوشت خواهم گريست...
....بي آنكه حس كني .
در تو ذوب خواهم شد ......
.....بي هيچ حرارتي .
اين گونه شايد احساسم نميرد

بنام خدای من ، خدای غریبه ی تنها 
تا انتهای جاده ها خواستم بروم اما نشد ...
از این جاده ها هم نمی توان به انتها رسید ، 
تا انتهای جاده ها نمی توان رفت ...
زیرا هر کدام تکرار دیگریست ...

![]()
تکرار رفتن ها ، تکرار با تو بودن ها و بی تو بودن ها ...
تکرار شکستن قلب ها ، تکرار یادها ...
تکرار پیمان ها و تکرار گسسته شدن آن ها ...
![]()

![]()
تکرار فاصله های بی انتها ...
تکرار تکرار شدن ها ...


... لعنت به این فاصله ها که ما را از هم جدا کردند ...
![]()

![]()
باز برای تو نوشتم و با یاد تو ، کاش بودی ...
![]()

![]()
کاش می دیدی که فراموش نمی شوی و بلکه چگونه تکرار می شود
از تو گفتن ها ...


بگذار دوست داشتن هایم هم تکرار شوند 
