سکوتت زيباست اما گاهي اين سکوت انقدر طولاني مي شود که تصور
مي کنم ديگر نيستي تا جوابم را بدهي کاش مي تونستم دستانت را
لمس کنم
و صدايت را بي انکه چيزي بگويي بشنوم کاش مي تونستم عشقت را
از نگاهت بخوانم .
کاش..
اگر مي دانستي که صدايت نوازشگر روحم است شايد اينقدر حبسش
نمي کردي
کاش مي دانستي اما نمي داني
نمي داني که اکنون چقدر به تو محتاجم و حالا دارم به جاي خاليت
مي نگرم و غرق در خيالات با تو بودن مي شوم وبه جاي ارام گرفتن
بيشتر از پيش غمگين تر مي شوم . 
اشکهايم سرازير مي شود و مسير هر روزه شان را طي مي کنند .
نمي دانم چه بگويم شايد گفتن ديگر سودي نداشته باشد .
ولي 
بدان که صدايت بسيار زيباتر از سکوتت است اي بهترينم ، اما افسوس
که نمي داني و نمي خواهي ، شايد......
باز هم بايد عادت کرد.
![]()
نمي دونستم 
اينقدر زود از کنارم مي ري .
نمي دونستم 
زود ازم دل مي کني و ميري .
نازنينم
اي کاش با رفتنت غم دنيا رو تو سرم خراب نمي کردي ،
اي کاش مي فهميدي که چقدر خاطر تو برام عزيزه .
خوب تو که گفته بودي براي هميشه کنارم مي موني .
تو که گفتي مي خواي عشقتو نثارم کني . 
اي کاش مي دونستم قراره خيلي زود بشم يه دختر تنها .
تمام آرزوم اين بود که اي کاش هيچ وقت اسم تنهايي رو با خودم يدک
نمي کشيدم ولي حيف....
که آرزوها فقط يه آرزو هستند نه حقيقت
که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد
دلم براي کسي تنگ است
که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند
دلم براي کسي تنگ است
که تنم ان اغوشش را مي طلبد
دلم براي کسي تنگ است
که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

قصه اينجوري شـروع شـد
من و چشـما ت و ترانه
تـو رو خواسـتن تا هـميشه
گريه و اشـک شـبانه
تو مي دوني تا هميشـه
من به ياد تو مي مونم
هرچه که ترانـه دارم
واسه ي چشات مي خونم
واسـه داشتن دستـات
لحظه هام پراز بهونه اس
ديـدن صورت مـاهـت
يه خـيال عاشقانه اس

بي تو من هيچي ندارم
پيش چشـمات کم مي يارم
اگه تو بخواي ميميرم
جون به دسـتات مي سـپارم
لحظه ها مو با حضورت
عاشـق و ترانه خون کـن
با نـگــاه پـاک و معصوم
دل سردمو نشون کـن
تو مثه آب و نفس باش
واسه اين عاشـق مجنون
رو تن اين خــاک تشنه
تو ببار هـميشـه بارون
عشق بيداد من
باختن يعني لحظه عشق
جان سرزمين يعني يعني
زندگي پاک من عشق ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني

دلتنگی هاتو بردار به روی قلبم بزار
تکیه بده به شونم تو این مسیر دشوار
اگه من و نمی خوای حرف دلم رو گوش کن
فقط برای یکبار بعدش خدانگهدار بعدش خدانگهدار
تنهایی
خیلی سخته وقتی چشام به راههوقتی که شب سیاهه وقتی بدون ماهه
تنهایی خیلی تلخه وقتی که بی تو هستم 
تنها می مونه دستم با این دل شکستم
دلتنگی هامو بردار پیش خودت نگهدار
هر وقت که تنها شدی منو به یادت بیار
داری میری نمی خوام وقت تو رو بگیرم
این حرف آخر من دوستت دارم دوستت دارم
تنهایی
خیلی درده اگه نیای تو خوابموقتی تو اضطرابم تو هم ندی جوابم
تنهایی
خیلی سرده وقتی پیشم نباشیآتیشم نباشی در آغوشم نباشی
تنهایی
...خیلی سردمه