تبليغاتX
متن هاي عاشقانه وشعرهاي رومانتيك
 

www.hamtaraneh.com

کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و از پرسید می گویند که فردا مرا به زمین می فرستی اما من به این کوچکی و ناتوانی چگونه می توانم برای زندگی آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از میان فرشتگان بیشمارم یکی را برای تو در نظر گرفته ام او در انتظار توست و حامی و مراقب تو خواهد بود
کودک همچنان مردد بود و ادامه داد : اما من اینجا در بهشت جز خندیدن و آواز و شادی کاری ندارم
خداوند لبخند زد: فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود
کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم که مردم چه می گویند در حالی که زبان آنها را نمی دانم؟
خداوند او را نوازش کرد و گفت: فرشته تو زیباترین وشیرین ترین واژه هایی راکه ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی
کودک با ناراحتی گفت : اما اگر بخواهم با تو صحبت کنم چه کنم؟
خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت: فرشته ات دستهای تو را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی
کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسانهای بد هم زندگی می کنند؛ چه کسی از من محافظت خواهد کرد
خدا گفت فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد، حتی اگر به قیمت جانش هم تمام شود
کودک ادامه داد: اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم تو را ببینم غمگین خواهم بود
خداوند لبخند زد و گفت: اگر چه من همیشه در کنار تو هستم اما فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد
بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین به گوش می رسید. کودک در آن هنگام دانست که بزودی باید سفر خود را آغاز کند. پس سوال آخر را از خداوند پرسید: خدایا، اگر باید هم اکنون به دنیا بروم لااقل نام فرشته ام را به من بگو
خداوند او را نوازش کرد و پاسخ داد: نام فرشته ات اهمییت ندارد ولی می توانی او را صدا
کنی

مادر

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 17:53  توسط سجاد   | 

 

 

به توکه معنای احساس به تو که عزیزترینی

به توکه عشق رو نباختی یه ستاره رو زمینی

از قدیما گفتی بودی عاشقی مرزه گناهه

هر کی مرزه عشق رو رد کرد زندگیش دیگه تباهه

تو میگی که من تباهم تو میگی پراز گناهم

مرزه عشق رو میشکنم تا بشکنه قلبِ سیاهم

حالا من مرزو شکستم

قلبه سنگیت توي دستم

میچکه قطره ي اشکم

پس هنوزم زنده هستم

به زلالی صداقت به صداقتِ رفاقت

دوری عزیزترینمو دلِ من نداره طاقت

بدون از رو سادگیم بود

اگه من مرزو شکستم

اما تا آخر دنیا همیشه عاشقت هستم

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 15:38  توسط سجاد   | 

بچه ها من منتظر شما هستم

بیان نظر بدین دیگه من تنهام

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 17:40  توسط سجاد   | 

به نام انکه افتاب مهرش در استان قلبم هرگز غروب

 

 

 نخواهد کرد.

 

 

 

 

نمی‌دانم چه حکمتی بود که از ميانِ تمام فرشتگان،

 

 تو عاشق ابليس شدی و من عزرائيل

 

 من می‌سوزانمت, ولی تو جانم را  می‌گيری!

 

تو را آتش می‌زنم اما خودم

 

می سوزم.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:20  توسط سجاد   | 

 در حضور خارها هم مي شود يك ياس بود در هياهوي مترسك ها پر از احساس بود

 ميشود حتي براي

 ديدن پروانه ها شيشه هاي مات يك متروكه را الماس بود دست

در دست پرنده بال در بال نسيم ساقه

 هاي هرز اين بيشه ها را داس بود كاش مي شد حرفي از "كاش مي شد"هم نبود هرچه بود احساس

 بود و عشق بود و ياس بود

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:1  توسط سجاد   | 

Your Image ThumbnailTinyPic imageYour Image Thumbnail

و من در شهر قلبت باز هم بیگانه خواهم ماند

 

ودیگر دشت های سبز چشمت را کنار جاده خشک نگاه خود نخواهم دید

تو اما باز هم پروانه می بخشی کبوتر های شادان نگاهت را

عاشقت شدم

عاشقت خواهم ماند..............بي آنكه بداني.

 دوستت خواهم داشت ................بي آنكه بگويم .

 درد دل خواهم گفت............بي هيچ كلامي .

گوش خواهم داد ....................بي هيچ سخني .

در آغوشت خواهم گريست.......بي آنكه حس كني .

در تو ذوب خواهم شد ...........بي هيچ حرارتي .

اين گونه شايد احساسم نميرد

 

بنام خدای من ، خدای غریبه ی تنها

تا انتهای جاده ها خواستم بروم اما نشد ...

از این جاده ها هم نمی توان به انتها رسید ،

تا انتهای جاده ها نمی توان رفت ...

زیرا هر کدام تکرار دیگریست ...

 

تکرار رفتن ها ، تکرار با تو بودن ها و بی تو بودن ها ...

تکرار شکستن قلب ها ، تکرار یادها ...

تکرار پیمان ها و تکرار گسسته شدن آن ها ...

تکرار فاصله های بی انتها ...

تکرار تکرار شدن ها ...

و تکرار ها ...

... لعنت به این فاصله ها که ما را از هم جدا کردند ...

باز برای تو نوشتم و با یاد تو ، کاش بودی ...

کاش می دیدی که فراموش نمی شوی و بلکه چگونه تکرار می شود

از تو گفتن ها ...

دوستت دارم تا ابد ، تا همیشه ...

بگذار دوست داشتن هایم هم تکرار شوند

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 12:36  توسط سجاد   | 

" پرسيدم عشق چيست؟

گفت: آتشي است.

گفتم مگر آن را ديده اي .

 گفت: نه. در آن سوخته ام..

اگه كسي ديوونت بود ،

بازيش نده اگه عاشقت بود ،

دوسش داشته باش اگه دوست داشت ،

 بهش علاقه نشون بده اگه بهت علاقه داشت ،

فقط بهش لبخند بزن

 اينطوري هميشه يه پله ازش عقبتري اگه يه روزي خسته بشه و يه پله بيادعقب ،

تازه ميشه مثل تو...

 

 ميدوني چرا دل به دلت دادم؟

به خاطر شباهت زيادت به ماه با اين تفاوت که ماه سه حرف داره ولي تو حرف نداري...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 12:26  توسط سجاد   | 

 

 

به نام آنکه اشک را آفرید تا شهر عاشقان آتش نگیرد
یه دل میگه نشو عاشق کس ....

.یه دل میگه میمیرم بی نفس ....

یه دل میگه برم و یه دلم میگه خو کن به قفس....

 

TinyPic imageبا غم دوریت چه کنم؟؟   

من محکوم شدم به تنهایی...
کوله بارم را به دستم دادی و مرا از جزیره قلبت تبعید کردی به
دوردست ها...
آنقدر دور که هوای برگشتن به سرم نزند...
تو برای مجازات کسی که نمی دانست مرتکب کدامین گناه بود
که مجازاتی این چنین سنگین برایش رقم زد نیازی نبود وامدار
این همه فاصله شوی...
شایداین من بودم که نمی دانستم درآستان قصر پادشاهی
قلبت صادقانه دوست داشتن جرم است و گناهی بزرگ...
نترس...سرزنشت نمی کنم...نای برگشتن را هم ندارم ...
همان یک ذره نیرو و توانی را هم که داشتم خرج دلتنگی هایم
کردم...
درست است ناعادلانه مجازاتم کردی... و در کمال بی انصافی و
نهایت دلبستگی مرا از خود راندی...
اما آیا می دانستی هنوز هم تویی آن پادشاه کلبه حقیرانه
 
قلبم؟؟؟؟
 

 

خدايا!
به هرکی دوست میداری بیاموز
که عشق اززندگی کردن بهتر است
و به هرکس که بیشتر دوست میداریش
 بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است

www.hamtaraneh.com

دوستان

اینه اخرین مطلبی که نوشتم

دیگه دلخوشی ندارم

حتی این وبلاگ هم نمیتونه از غم دل من کم کنه

برای همیشه خدا نگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:55  توسط سجاد   | 

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات

منو ببخش

اگه نگام گم میشه تو شهر چشات

منو ببخش

منو ببخش اگه شبها همش ستاره هارو میشمارم

اگه همش پیش همه  میگم دوستت دارممنو ببخش سبد سبد گل میچینم

منو ببخش اگه شبها همش خواب ترو میبینم

 

YPPAH

WEN
RAEY
 
 
 

 کسی از ما نمی پرسه که بهارمون کجاست

حلقهء سبز بهار کجای گریه های ماست
کسی از ما نمی پرسه که کجای جاده ایم
بین این همه سوار چار هنوز پیاده ایم
کسی نیست نشون بده نشونیه ستاره رو
به دل ما یاد بده تولد دوباره رو
تولد دوباره رو
تولد دوباره رو
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 17:15  توسط سجاد   | 

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه اين جا بين آدمهايي،

 

كه همه سرد و غريبند با تو

تك و تنها به تو مي انديشد

 

و زياد...دلش، از دوري تو دلگير است

 مهربانم ،اي خوب 

 

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه چشمش

به رهت دوخته بر در مانده،

و شب روز دعايش اين است،

زير اين سقف بلند،هر كجا هستي، به سلامت باشي

و دلت همواره، محو شادي و تبسم باشد...

مهربانم ،اي خوب!

ياد قلبت باشد يك نفر هست كه دنيايش را،

همه هستي و رويايش را،به شكوفايي احساس تو، پيوند زده...

و دلش مي خواهد،لحظه ها را با تو،به خدا بسپارد...

 

مهربانم ،اي خوب!

 

يك نفر هست كه با تو

 

تك و تنها با تو

پر انديشه و شعر است و شعور!

پر احساس و خيال است و سرور!

مهربانم، اين بار ياد قلبت باشد،

يك نفر هست كه با تو، به خداوند جهان نزديك است

و به يادت، هر صبح، گونه سبز اقاقي ها را

از ته قلب و دلش مي بوسد

و دعا مي كند اين بار كه تو

با دلي سبز و پر از آرامش،راهي خانه خورشيد شوي

و پر از عاطفه و عشق و اميد

به شب معجزه و آبي فردا برسي...

 

 

تقديم به اوني كه....خودش ميدونه

««خيـــــــــــلي دوستش دارم»»

 

 

...::دوســـــت دارم نه با هـــــوس::...

...::دوســــــــت دارم نه در قـــفـــس::...

...::دوســـــت دارم تا آخـــــــرين نـــــفــس::...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:14  توسط سجاد   | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:26  توسط سجاد   | 

 

          

                         خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام   

 خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام

 

 خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید

 

  به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید

 

  اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست

 

  نه اینکه می شه باور کرد دوباره اخر جاده ست

 

  خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها

 

 بدونی بی تو و  با تو همینه رسم این دنیا

 

  خداحافظ همین حالا ......... خداحافظ ....

 

...............

..........

.....

. 

  

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 17:16  توسط سجاد   | 

 

جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ